مولف ناشناخته
ديباچه 66
تاريخ شاهى ( فارسى )
چوپان به جمعآورى ماليات كرمان آمد . چندى بعد - به علت تقويت امراى اينجوى فارس - حوزه نفوذ سياسى آنان به كرمان نيز انتقال يافت و به قول حافظ ابرو « محمود شاه اينجو ، هرچند روز يكى از فرزندان خود را به كرمان فرستادى » . همين آشفتگى و خلائى كه در كار سياست كرمان پديد آمده بود ، موجب شد كه امير محمد مظفرى بتواند دائرهء قدرت خود را از يزد به كرمان توسعه دهد و موجد و مؤسس سلسلهء عظيم مظفرى بشود . سلسلهاى قوى تأسيس مىشود پدر امير محمد ، شرف الدين مظفر ، وقتى براى اولجايتو در شبانكاره شمشير زده بود . خواجه رشيد الدين فضل اللّه وزير كه در بيشتر نواحى ايران املاكى به دست آورده بود ، اموال اين خانواده را در « مىبد » يزد ديوانى كرد . امير محمد به دربار اولجايتو رفت و چون جمعى از راهزنان نكودرى را هم در بين راه منكوب كرده و سرهاى آنها را همراه خود برده بود ، اولجايتو او را تشويق كرد و حكومت « مىبد » و محافظت راههاى اطراف يزد را به او سپرد . سلطان ابو سعيد نيز بعد از 716 ه ( - 1316 م . ) امير محمد مظفر را مورد عنايت قرار داد و « خلعت خاص و اسب و زين به دو فرستاد » . وقتى امير حسين چوپانى چند صباحى بر فارس تسلط يافت ، حكومت كرمان را به امير محمد مظفر سپرد ، زيرا امير محمد مظفر در 729 ه . - 1328 م . با مخدومشاه ، خان قتلغ ، دختر شاه جهان - آخرين شاه بينواى قراختائى - ازدواج كرده و براى طبقات حاكمه كرمان ناآشنا نبود . سپاه محمد مظفر در 741 ه - 1340 م . به كرمان روى آورد و دو سال بعد شهر بم تسليم شد و قبايل اعراب حوالى هرات و مروست و شهر بابك و رودان رفسنجان از او اطاعت كردند . تا اين زمان هنوز نيكروز بر كرمان حكومت ميكرد و بعد از اين وقايع به هرات گريخت .